تازيانه در دستانت نبود
كلام و نگاهت ،
تازيانه نفس هاي تو بود
و نفس هايم
كه به نفس هاي تو آميخته بود
كه بوي زن مي داد
مي پوسم در نطفه اي كه مي ميرد
مي پوسيدم
و عطر زن مي داد...
... گوركن.
تير 89
No comments:
Post a Comment